یکسالگی
یک سال گذشت از اون شبی که نی نی مامان تصمیم گرفت توی شکمم 🤎🤎 کنه و کیسه آب مامان پاره شد…. نی نی مامان یکساله شد… عکسای اول این پست، روز تولد مهیار، که عاشورا بود ، توی خونه مامانی دکور چید و عکاسی کرد کیکش هم محصول مشترک مامان نفیسه و خاله اش.. وقتی به جوری که بدنیا اومد و نجات پیدا کرد فکر میکنم چیزی جز معجزه نمیبینم…. از این روزها بخام بگم: سومین دندونش جوونه زده( دندون وسط بالا سمت چپ) کم کم داره راه میره و قدم های کوچیک برمیداره، دلم برای چهار دست و پا رفتنش خیییلی تنگ میشه وابستگیش بهم ادامه داره ، قشنگ چسب دوقلوی مامانه و اینکه ح...




